« زندگی شايد همين باشد...»

شكلاتهاي روي ميزم چشمك ميزنند.

سوغات آنور آب هستند.

بايد خوش مزه باشند.

برايم ضرر دارند

--خودم ميدانم!

 

در كشوي ميز را باز ميكنم

يك جعبه ي كوچك شيشه اي

طعم شكلات را دوست دارم.

شكلاتهاي روي ميز نگاهم ميكنند.

                  - در حسرت خورده شدن

آنها هم فهميدند نميخورمشان

              -- برايم ضرر دارند.

/ 6 نظر / 9 بازدید
امير

ضرر رو بی خيال،شکلات از آب گذشته را عشق است.امضا:يک شکمو!

hamed

من یکی آب دهن غورت میدم تا چشمکشون خنثی بشه

نمی دونم

يه کم مرموزه. حالا خودت نمی خوای بخوری دهن ما رو چرا آب ميندازی؟ ولی جدی جريان جعبه ی کوچک شيشه ای رو نفهميدم

شيما

ماندم کدام يک بيشتر ضرر دارد.جعبه ی کوچک شيشه ای که معلوم نيست محتوی چيست يا شکلاتهای آنور آب.

سمانه

نه... شوخی می‌کنی... شکلاتام اينو می‌دونن که اشتباهی فهميدن...