برای 4 شهریور

 

یادمه کوچولو بودم اما یادم نیست چند سالم بود شاید 10-12 ساله. یه روزی بود نزدیک روز تولدم. ازش پرسیدم:" مامان واسه تولدم کادو چی میخری؟"

با خنده گفت:" زحمت به دنیا آوردنت رو کشیدم حالا باید واست کادو هم بخرم؟"

یادمه شوخی می کرد و می خندید!

روز تولدم براش یه بادبزن خریدم از همینا که باز و بسته میشن. وقتی کادو رو بهش دادم یادمه دلش گرفت! انگار خیلی شرمنده شده بود از اینکه من باور کرده بودم ازم توقع داره واسش کادو بخرم به خاطر زحمتش.

کادومو قبول نکرد!

و من یادمه کوچیکتر از اون بودم که بفهمم چی کار کردم باهاش!

 

/ 0 نظر / 25 بازدید