حباب آرزوهای من

 

درست یک سال پیش، امشب وقتی شمع ۴٨ سالگی ات را خاموش میکردی تنها آرزوی تو رفتن بود و تنها آرزوی من وقوع معجزه ای برای ماندنت.

چهل روز بعد وقتی برای آخرین بار نگاهت میکردم باورم نمیشد که برای اولین بار به خاطر من از خواسته ات نگدشته ای.

 

میدانی چقدر این روزها جایت اینجا خالی ست؟

/ 0 نظر / 13 بازدید