<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

     

       تُنگ....

           ماهی........

 

            چطور دوستت بدارم در حالیکه هرگز زادگاهم نبوده ای،

                                                            اما می توانی گورم باشی!!

/ 5 نظر / 7 بازدید
samaneh

....

غزال

مريم عزيزم سلام...ببخش من دير به در بهت سر ميزنم...ديشب تا صبح خواب می ديدم که بيدارم...چقدر اين پستت به دلم نشست...مخصوصا وقتی خوندم صبح وقتی خواستم چشمهایم را باز کنم دیدم اصلا آنها را نبسته بودم...

amir

اين نوشته واقعا ۴ ستاره بود...نفست حق!

مجنون

تنگ : من نه زادگاهت بوده و نه گورت خواهم بود، من فقط باعث نابودی‌ات خواهم شد. اما اگر تو نبودی. مرا نيز کسی به اينجا نمی‌آورد. الان هم که هستم هيچ کس مرا نمی‌بيند. هر که از کنارم رد می‌شود، تنها تو را می بيند و بس... خواست بگويم بودنم به خاطر توست ، ديدم بودنم هم مثل نبودنم هست... اما اگر من نبودم تو هم اسير نمی شدی .... پس بيا با هم بشکنيم...