هرگز

این صفحه همه اش برایم بوی مادر را دارد.

دست خودم نیست

آن روزها که بیمار بود توی ذهنم همه اش تصویر سلامتی اش را میکشیدم و به زور آن تصویر ها را اینجا برای خودم زنده میکردم.

هچ کدامشان به دلم نمینشست.

همه اش شاید فقط به این خاطر بود که درست چند وقت قبل از اولین بیماری اش داستانی نوشتم با همان مضمون. با همان مضمون بیماری او.

و هنوز هم نتوانسته ام خودم را ببخشم.

و شاید هرگز خودم را نبخشم.

و هرگز خودم را نمیبخشم.

/ 0 نظر / 17 بازدید