مثل هيچ کس

 

   گفته بودم اولين ستاره ی آسمانم که چشمک بزند خواهم رفت  -مثل همه-

   هفت روز پيش يک ستاره هزار بار چشمک زد و خاموش شد.

   امروز ستاره ی ديگری چشمک ميزند.

   - من همچنان زير اين آسمان هفت ستاره نشسته ام.   

                                                        -شايد به انتظار-

 

/ 16 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد خورشیدی

لطافت های زیبا و چشم گیری در کارهاست که نمی شود ازشان ساده گذشت . قدرت زبان در شعر « و تنهایی ی من » ، آن جا که زمانه به خاموشی محکوم است و انسان به تنهایی ، آدم دل اش می خواهد هیچ وقت نگاه اش را از کلمه ها پس نگیرد . زندگی صحنه ی زیبای هنرمندی ی ماست / هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ... این صحنه ، این کوچه - با تصوری که از کوچه بودن داریم - انگار برای جلوه دادن تنهایی اش به یک تصنیف محتاج است . آیا این تصنیف ، همان « سوت قطاری نیست که در خواب پلی می پیچد » ؟ آیا این تصنیف « صدای قدم های آرام یک ره گذر ، در شب ِ کوچه باغی که پاییز بر شانه اش گریه کرده » نیست ؟ به هر حال ، هر کوچه محتاج تصنیف تنهای خویش است .

محمد خورشیدی

و / آن که آمده بودی بشکنی / بغض ام بود / نه دل ام ... / شعر یعنی چه ؟ رسیدن به بغضی که ... . اصلن انگار ، زمان در « آمده بودی » خشک اش زده ! زمان ایستاده و شعر را به بغض می کشد تا مخاطب به گریه بیافتد . مصداق زیبای « باران نگو ؛ بباران » ! پیوستگی دو صورت زیبای شعری در شماره های پیوسته و محدودی که تمام کوچکی ی حجم زندگی ی روزمره ی مان را مشخص می کنند . شعری خواندم که : این خیابان / این سیم ها / این نگاه ها / حجم تنهایی ام را بزرگ می کند / . و انگار که همین عددهای یک رقمی تمام زندگی ی ما را مچاله می کن اند تا از سر در گمی در آییم و ببین ایم کجای خودمان ایستاده ایم . توی شعر آخری که از / گفته بودم ... / شروع شد ، نا خود آگاه به ذهن ام رسید که آخرش می گویی : / من / هم چنان / زیر هفت آسمان بی ستاره ام نشسته ام / ... زیبا بود و حرف دیگری نیست جز این که باز زیبا بود و زیبا بود و ...

کاغذ و قلم

سلام مريم جان نه به اون وقت که آپ نمی کرديی نه به حالا که يه عالمه آپ کردی و خبر ندادی. خوشحالم کردی شاد باشی و پيروز

amir

مينشينیم به انتظار...

samaneh

اينجا اگر بمونی هيچکس حضورت رو لمس نمی‌کنه... پس نشين به انتظار

غزال

مريم عزيزم سلام... مريم باورت ميشه وقتی اومدم اينجا کلی انرژی مثبت گرفتم؟...قسم می خورم که نوشته هات رو با تمام وجودم می بلعم...انقدر ذوق کردم از اين همه آپديت که خواهرم رو هم صدا کردم تا نوشته هات رو بخونه...حالا ما مريم خانوم رو دوست تر می داريم ممنونم که ادم کردی...وقتی ديدم برگشتی دنيايی خوشحال شدم... راستی اميدوارم حدسم درست باشه...شايد او خواند و تو دوباره نوشتی!...پس معنای اين انتظار چيست؟

غزال

يادم رفت بگم سال نو و قالب آرامش بخشت مبارک...

پوپک

ستاره ات را می يابی ، انتظار هم لذت بخشه به شرطی که روزی بسر آيد .

مجنون

منتظر «رفتن» نباش، «رفتن» خودش می‌آيد.