زنده به گور

 

دشنامهایت را به من بگو،<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

من از بچه گی کر بودم.

خاطرات چندش آورت را برای من تعریف کن،

من از کودکی نفهم بودم.

نفرتهایت را بر سر من فریاد بزن،

من همیشه عاشقت بودم.

 

/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نمي دونم

عالی مي نويسی مريم عزيز. بی حرفی اضافه يا کم

من

مريم جون چقدر قشنگن نوشته هات. دوسشون دارم.

sissy

مزخرف بود. تو بنویس ما بازم میخونیم

وحيد

سلام مريم جان.باز هم نوشته هات عاليه.من که با اين يکی کلی حال کردم

سرگشته

سلام .نميدونم عزيز وبلاگ شما روبه من نشون داد.خوشحالم از ديدن اينجا

مجنون

هر چی ميخوای بگی بگو خر ما از کرگی دم نداشت

بابا لنگ دراز

نوشته های پايينيت رو هم خوندم... دم و باز دم زندگی نيست... زنده بودنه... فقط و فقط همين...

هیچ کس

درود اين يکی عالی ناب و خالص بود ممنون تا بعد بدرود