گام سکوت

 

سیمهای تارم زنگ زده،<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بس که حال و هوای اینروزهایم بارانی ست.

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
سحر

با همان تارهای زنگزده که زنگار دل را در خود می‌شويد

وحید

سلام مریم جان ممنون از اینکه وبلاگمو دیدی.اگه دوست داشتی و از طریق لینک من عضو شدی شما رو ساپورت خواهم کرد

amir

امان ازين زنگار...

کاغذ و قلم

یلام ابجی چه جالب بیان کردی. خیلی ناز بود. بازم مرسی. شاد باشی و پیروز

هیچ کس

درود خوشحالم که دوباره بروز کردی ..منتظر بودم (گر نکوبی شيشه ی غم را به سنگ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ) (تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن) همه منتظر سقوط ما هستند برخيز ابر را مسخر خود کن بسیار سپاسمندم که به سر میزنی و به من لطف داری... شاد زی تا بعد بدرود

هیچ کس

درود راستی با اجازه من اين تارنوشت رو به تارنوشت خودم پيوند کردم ..نمی دونم گفته بودم بهتون با نه ولی راضی باشين تا بعد بدرود

عباسحسیننژاد

خب يه تار ضد آب بخرين خوبه! راستی چی می‌خونين که قيافه‌تون شبيه چی شده؟

مجنون

يه نفر ميره مغازه لوازم موسيقی فروشي، اشاره ميکنه به يه ساز و ميگه آقا ببخشيد اون تار قيمتش چنده، فروشنده با تمسخر ميگه آقا اين تار نيست اين ويلونه، خريدار ميگه ، ببخشيد آخه من چشمام ضعيفه ، همه چيز رو تار می‌بينم...