حرف بزن

 

اشتهایم کم شده این روزها<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

- دلم- کلمه نمی خواهد، حرف می خواهد.

 

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

پس حرفي مي خواي که توش کلمه اي نباشه! شايد نگاه! و شايد حسي فرا تر از فيزيک!

عرفان

جای شکرش باقيه... من مدتهاست که کلمه ميطلبم و نميابم....برای همينم ميگم کم فروغم.... اما حرف خوب زياد پيدا ميشه.. فقط بايد دور و برت رو نگاه کنی... تا صدای ابر و باد و مه و خورشيد و فلک رو به وضوح بشنوی که دارن صدات ميکنن و هم صحبت ميطلبن...

باده فروش

این دست نوشته ها این قدر حرف دارد که دستم سکوت بخواهد برای اينجا نوشتن. دیر هم که رسیده ام . صفرِمارا بدهید برویم دنبال کارمان اصلاً.

فهيمه

چرا گرفته دلت، مثل آنكه تنهايي. ـ چقدر هم تنها! ـ خيال مي كنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستي. ـ دچار يعني ـ عاشق. ـ و فكر كن كه چه تنهاست اگر كه ماهي كوچك، دچار آبي درياي بيكران باشد

بابا لنگ دراز

الف ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ص ض ط ظ غ ف ک گ ل م ن و ه ی... ... فقط هضم اينا آسونه... آره فقط اينا....

ستاره

حرف...

يوحنا

سلام! گاهی وقتا آدم از اشتها می افته طبيعی هستش می تونيم حرف بزنيم

سيامک رجاور

حرف بزن حرف بزن سالهاست تشنه ی يک صحبت طولاني ام ---------------------------------------محمد علی بهمنی

فهيمه

سلام خانم .چرا آپ نمي كني