دست نوشته هایم

دست نوشته هایم
ورود شما به دست نوشته هایم را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

تبلیغات


 
نویسنده : مریم - ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٢
 

كف دستم را باز ميكنم تا كاملن صاف باشد... دفعه ي پيش 3 تا دانه رفت لاي چروكهاي كف دستم كه ديكته را 17 گرفتم. امروز رياضي داريم هيچ دلم نميخواهد نمره ي بدي بگيرم بابا بدجور عصباني ميشود... اصلن يك جورهايي عجيب غريب به رياضي حساس است.

كف دستم را همانطور باز باز ميكشم روي آستين دست چپم ... نكند يك وقت عرق كرده باشد.. يك بار هم دستم عرق كرده بود دوتا دانه چسبيد علوم را 18 گرفتم... حالا باز آنهم مهم نبود اما رياضي چيز ديگري است.

دانه هاي وسط گل را ريخت كف دستم ... گفتم محكم بزني ها... امروز رياضي داريم....

 

پشت دستم حسابي سرخ شده ... جواب همه ي سوالها را نوشته ام تا اين آخري... اگر مريم9 سيب داشته باشد.... يك دانه كف دستم مانده بود... و بخواهد آنها را با دو تا از دوستانش تقسيم كند... پشت دستم ميسوزد... به هركدام چند تا ميرسد و ... گفته بودم قبول نيست اين پرت شده بود بالا دانه ي لوس دوباره توي دستم افتاد... چند تا براي خودش ميماند؟

نگاهم روي كلمه ها دور ميزند...

مريم ... سيب... دانه ي گل... امتحان رياضي... سوزش دستم.... تقسيم... بابا..

زنگ خورد.


 
 
امکانات وب